ويژگيهای کالبدی منطقه

چارچوب نظری مطالعات

تا سال های اخیر طرحهای توسعه شهری در ایران تحت هر نام و عنوانی ، به شیوه های یكسانی تهیه می گردیدند و این طرح ها به طور كلی از سه جنبه قابل بررسی است :

  •   دیدگاه های حاكم بر روش تهیه طرح ها
  •   روش های تهیه طرح
  •   روش های اجرایی

دیدگاه های حاكم

طرح های موسوم به طرح های جامع شهری و یا سایر طرح های توسعه شهری تا اواخر دهه 1960 در اكثر نقاط دنیا و تا زمان حاضر در ایران براساس دیدگاه ارگانیستی تهیه می شد . (پاتریس گدس و شاگردان او مانند : لویس مامفرد و ابركرامبی این دیدگاه را پایه گذاری نمودند كه بعدها در تلفیق با نظریه كاركردگرایی ، سالهای سال تنها دیدگاه مسلط بر برنامه ریزی شهری را تشكیل می داد) . این دیدگاه طی دهه 60 مورد انتقاد قرار گرفت و از اواخر دهه هفتاد در كشورهای دارای نظامات شهری پیشرفته منسوخ گردد و بعنوان طرحهای سنتی یا دیدگاههای سنتی از آن یاد می شود.


روش انجام طرح

روش انجام تهیه طرحهای جامع شهری گرایش شدیدی بر جنبه های كالبدی و كمی طرحهای شهری داشت و با پرداختن به جزئیات بسیار زیاد در مرحله شناخت ، از اهداف اجتماعی بدور افتاد. از همان دوران تهیه اینگونه طرحها ، این اندیشه قوت گرفت كه كاربری زمین می باید از فشار سودجویی و زمین بازی بخش خصوصی آزاد گردد و امكان رانت گیری از زمین هر چه بیشتر كاهش یابد ( بندهای 93 و 94 و 95 منشور آتن ). در هر صورت روند تحولات تهیه طرحهای جامع شهری ، تحت تاثیر اقتصاد زمین ، توسعه صنایع اتومبیل و گسترش مهندسی ترافیك و رواج فنون كمی قرار گرفت و به تدریج از اهداف اولیه اجتماعی و كیفی آن دور شد و از جامعیت طرحهای جامع فقط اسمی برجای ماند و اینگونه طرحها صرفا” به طرحهای كالبدی و جداول كاربری زمین و سرانه ها و تعیین تكلیف قطعی برای تمام اراضی شهری و توسعه آتی و جمعیت آینده آن محدود گردید.
این روش به سبب محدودیتهای زیاد آن همراه با تغییر دیدگاه ها ، تحولاتی را پذیرا شد.

روشهای اجرایی

برای اجرای طرحهای كالبدی ، مجموعه ای از ضوابط و مقررات كه شامل ضوابط منطقه بندی ، تراكم ، مقررات تفكیك زمین و ... تهیه می گردید كه ابزار اجرایی برنامه كاربری زمین نامیده می شود و در عمل تبدیل به مجموعه پیچیده ای از ضوابط و مقررات خشك و تغییر ناپذیر می شد كه همراه بوروكراسی حاكم برخلاف منافع عمومی حركت می كرد. نتیجه این فرایند جدایی روند برنامه ریزی شهری از روند اجرای طرح بود كه نهایتا با سوء استفاده از طرحهای جامع شهری از سوی نیروهای سیاسی و اقتصادی ، این طرحها عملا با شكست مواجه گردید. در هر صورت نقد طرحهای جامع و ضرورت تغییر الگوی تهیه این طرحها و روش های اجرایی آن ، از همان ابتدا مطرح و سعی گردید.
با حفظ دستاوردهای الگوی قدیمی طرحهای جامع ، به اصلاح و تحول روند برنامه ریزی در سه عرصه نظری ، روش شناسی و اجرایی پرداخته شود. لازم به ذكر است كه در اكثركشورهای دارای نظامات پیشرفته برنامه ریزی شهری ، تقریبا تمام مبانی نظری و روشهای عملی الگوی طرحهای جامع كنار گذاشته شده است و از آن در ادبیات شهرسازی به عنوان طرحهای جامع سنتی یاد می گردد. یكی از نظریه هایی كه طی دهه های اخیر جایگاه با اهمیتی در برنامه ریزی شهری پیدا كرده ، نظریه عمومی سیستمها است و علیرغم انتقاداتی كه به آن وارد است ، هنوز بعنوان كارآمدترین نظریه پایه ای مطرح می باشد. از این دیدگاه ، شهر یك سیستم بسیار پیچیده و باز است كه در آن سه سطح از حركت مكانیكی، زیستی و اجتماعی درهم آمیخته و از ویژگی های زیر برخوردار است .

  •   با تغییر و تحول و تكامل زیادی روبرو است.
  •   بصورت باز عمل می كنند و در آنها نه تعادل استاتیكی بلكه تعادل دینامیكی وجود دارد.
  •   دارای تنوع و وسعت بیشتری به نسبت جهان فیزیكی است.
  •   دارای شبكه های ارتباطی و مكانیسمهای پس خوراننده زیادی هستند كه ضوابطی را به سیستم تحمیل می كند و سیستم با آن سازش پیدا می كند.
  •   در سیستمهای اجتماعی فرهنگی كه شهر نیز از جمله آنهاست ، عناصر و ارتباطات از آزادی بیشتری برخوردارند و از این رو به این سیستمها نمی توان ساخت و رفتار پایداری را وابسته دانست.
  •   در این سیستمها ، تضاد ، تنوع و تنش در كنار همكاری دیده می شود.

از آنجا كه شهر سیستمی است باز ، پیچیده ، چند بعدی و پویا ، پیش بینی برای تمام اجزاء و تغییر و تحولات آن و برنامه ریزی دقیق و كامل برای تمام عناصر و اجزاء آن ، نه ممكن و نه لازم است و برنامه ریزی شهری اگرچه به جامع نگری نیاز دارد ولی نمی توان تمام حیات آنرا در چارچوب یك طرح جامع شناسایی و برنامه ریزی كرد. به همین علت در این چارچوب نظری فقط عوامل اساسی ساختار و كاركرد شهر در حد ممكن و نه كامل قابل شناسایی بوده و جریان برنامه ریزی بعنوان یك فرایند مستمر برای هدایت و نظارت گرایشهای اصلی در جهات اهداف مورد نظر ، همراه با اصلاح و بازنگری مداوم ، تلقی می گردد.
بازتاب این نگرش در برنامه ریزی شهر منجر به تهیه الگوها و روشهای تازه ای در برنامه ریزی شهری شد كه امروزه در جهان بصورت طرحهای ساختاری یا طرح راهبردی و یا طرح كلی توسعه و یا طرح راهنما مانند این در جهان مطرح و رایج شده است. در ایران نیز كوششهایی در جهت تغییر الگوی شهرسازی سنتی به الگوهای مبتنی بر نگرش سیستمی انجام شده است كه نمودار ساده شده زیر یكی از تلاشهایی است كه در این زمینه صورت گرفته است.